|
نه...کاری به کار عشق ندارم. من هیچ چیز و هیچ کس را در این زمانه دوست ندارم. انگار این روزگار چشم ندارد من و تو را یک روز خوشحال و بی ملال ببیند زیرا هر چیزی و هر کسی را که دوست تر بداری حتی اگر یک نخ سیگار یا زهر مار باشد از تو دریغ میکند. پس من با همه ی وجودم خود را زدم به مردن تا روزگار دیگر کاری به کار من نداشته باشد و این شعر تازه را هم ناگفته میگذارم تا روزگار بو نبرد. گفتم که کاری به کار عشق ندارم. ((شادروان قیصر امین پور)) + نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386 14:59 توسط ندا |
|