|
سالها بود دل طلب تو را از ما می کرد سالها بود که کنارم بودی و نمی دیدمت سالها بود آهسته آهسته آب میشم به امید روزی که دریا را در آغوش بگیرم سالها دل طلب تو را از ما می کرد تویی که نمی شناختمت تویی که سالها منتظر رسیدنت بودم و مدتها بود که آمده بودی سالها بود که با تو آشنا بودم و نمی شناختمت و سالها بود که کنارم بودی و نمیدیدمت سالهای سال دستها و شانه ها قرابت طولانی دارند باید دستها را روی شانه ها کاشت تا خورشید بودنمان تا سپیده بیدار باشد سالها دل طلب تو را از ما می کرد. متن انتهایی هفت شنبه ۱۵/۴/۱۳۸۶ فرزاد حسنی + نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 23:48 توسط ندا |
|